نیکی نجات بخش است
حقیقت روشنی بخش است
راستی رهایی بخش است
خوبی حیات بخش است
محبت آرامش بخش است
مهر گرما بخش است
دوستی اعتماد بخش است
عشق شادی بخش است
منوچهر مرعشی
30-12-2010

در روابط و مناسبات استثماری هم انسان استثمارشده و هم انسان استثمارگر هر کدام به طروق مختلف گام به گام به کام نابودی انسانی کشیده می شوند.
نتیجه نزدیک شدن به نظام استثماری مضمحل شدن در آن است.
سیستم سرمایه داری ظاهری زیبا و درونی زشت زبانی فریبنده و دلی سنگ لبخندی رضایتبخش و اشتهای سیری ناپذیر جهان بینی محدود و زیاده خواهی نامحدود کلامی معتقد به معنویت و عملی آلوده به رذالت آزادی اسیر که مدام بر زبان نام خدا را تکرار میکند ولی در عمل بنده سود است .
منوچهر مرعشی
10-10-2010

پرسش؟
آغاز از کی؟
پایانش کجا؟
اینجا چرا؟
این جهان بهر چیست؟
گردش ایام تا کی؟
آدمی چیست؟
انسان کیست؟
حرکت چه سوست؟
مقصد کجاست؟
خواب چیست؟
رویا کیست ؟
آروزها از کجاست ؟
پرسش چیست؟
پرسشگرکیست؟
پاسخ کجاست؟
عمر کوتاه چرا؟
معنی بودن چیست؟
زیبای کجاست ؟
بفض ابر از درد کیست؟
اشک باران از چه روست؟
باد در رفتن چراست؟
حرف آب چیست؟
شادی خورشید از چه روست؟
رقص ماه با کیست؟
چشمه شادی کجاست؟
دشت آرامش چه سوست؟
انتهای این هستی کجاست؟
دانایی آیا بی انتهاست؟
عشق پایان می پزیرد؟
اختیار از چه روست؟
ذات بشر از چیست؟
مرگ کیست؟
راز حیات چیست؟
رمز بقاء کجاست ؟
گوناگونی بهر چیست ؟
تغیرآیا تا غیرالنهایست؟
بعد از انسان کیست؟
بی تابی ها بهر چیست؟
کنجکاوی از چه روست؟
پرسش تا به کی؟
در پی پاسخ تا کجا؟
منوچهر مرعشی
08-10-2010
دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران در طول بیش از 3 دهه همه نوع جرم و جنایت را مرتکب شده بدون آنکه خود را موظف به پاسخ گو ی بداند و در این خیال باطل بوده وهست که گویا می توان این روش را تا بی نهایت ادامه داد. اما بنظر می رسد تحمل مردم ایران و جهان بپایان رسیده باشد و جامعه به بلوغ و هوشیاری و بر انگیختگی لازم رسیده است. دوران کهنه سپری شده است و مرحله تازه ای در حیات اجتماعی ایران آغاز شده است . مفت خوری و فریب و کشتار وسیع و جنگ افروزی به بهانه های واهی و..برای ادامه حکومت به هر قیمت ...بپایان رسده است . دوران بیداری و هوشیاری و آگاهی و مسولت پذیری و جنبش و پایداری اجتماعی فرا رسیده است. زمان طلب حقوق و خواسته ها و حرمتهای انسانی از طرف جامعه و پاسخ گوی از طرف مقابل است جنبشی که بنظر می رسد اراده کرده است تا رسیدن به خواسته های کاملش ادامه دهد.
کوچه علی چپ
رژیم اما خود را به خواب و خیال گذشته می زند و فکر می کند می تواند خمینی گونه با شیادی و نفرت و جنگ و کشتار از دست مردم در برود و باز هم به حیات پلید خود ادمه دهد. به همین دلیل با وجود اینک رساتر از همیشه فریاد بر حق مردم را در طلب خواسته هایشان می شنود. اما به عمد و حساب شده خود را به نفهمی و کوچه علی چپ می زند. و علی خامنه ای در تهران اشک تمساح برای مردم فلسطین و لبنان و پاکستان و ... می ریزد و مهره اش احمدی نژاد را می فرستد نیویورک در سازمان ملل از نبود آزادی ونقض حقوق بشر و دخالت دولت آمریکا در واقعه تروریستی 11 سپتامر و... بنالد. اما هیچ کدام حاظر به پاسخگوی به جرم وجنایت روزانه خود بر علیه مردم ایران نمی باشند و در این توهم هستند که گویا می توان همه چیز را نادیده گرفت و می توان همیشه مردم را فریب داد و تا ابد با سرکوب و جنایت حکومت کرد زهی خیال باطل.
دوران خمینی تمام شد
خمینی اگر چه در به دلیل وجود دیکتاتوری وابسته سلطنتی و در معامله با قدرتهای آن زمان آمریکا و اروپا به قدرت رسید اما پایه های اندیشه های او به مثابه سمبلی از یک پدده ارتجاعی بدون تردید ریشه در تاریخ و فرهنگ و مذهب و رسوم و اخلاق و..جامعه ما داشته و دارد. پدیده ای که پس از در دست گرفتن قدرت سیاسی و اجتماعی تحت عنوان حکومت دین و مذهب و تقدس و.. ما پلیدی و پلشتی و کراهت و ضد انسانی بودن آن را روزمره و در همه جنبه های زندگی فردی و اجتماعی لمس و تجربه عینی کردیم و در عمل دیدیم پس نقاب مقدس و روحانی چه هیولای شریر وخونخواری پنهان بود . این تکان و شوک بزرگ با همه هزینه ای که تا کنون برای ما داشته است این خوبی را داشته است که مارا تا اعماق تاریخ وباورها وارزشهای جمعی و حتی فردی خود فرو برد وما را واداشت که در یک پرسه جمعی با بردباری و همکاری و صداقت و دوستی و دل سوزانه درجهت حل ریشه ای معضل ودرمان بنادین درد به همه چیز خود دوباره نظر افکنیم و به بازبینی و نقد و ارزیابی و خانه تکانی و جراحی و..همه جانبه خویش بپردازیم.
شادمانه بنظر می رسد جامعه ما پس از قرنها رنج وارد این مرحله از رشد خود شده است به همین دلیل هم هست که کسانی که می خواهند ادای خمینی را در بیاورند تبدیل به کاریکتاتور مضحکی از اومی شوند و دوام وبقایی نخواهند داشت. خمینی و خامنه ای واحمدی نژاد و امثال آنها همه از محصولات و میوه های زهر آگین ارتجاع مذهبی هستند که باید ریشه های آنرا شناسای کرد و خشکاند.
همه چیز از حقوق اساسی مردم ایران می گذرد
بدرستی باید یقه رژیم را بر سر حقوق اولیه و مبنای مردم ایران که در گام نخست همان حقوق بشر و حاکمیت مردم بر مردم است را ول نکرد مانورهای شیادانه را از طرف رژیم و هر کس دیگری که قصد طرح و عمده کردن موضوعات دیگری تحت هر عنوان حتی نام خدا و دین و مذهب و فلسطین و ضد امپریاستی خمینی گونه و چپ مرتجع و.. دارد باید افشا کرد و درهم ریخت و بر سر بانیان آن خراب کرد مردم ایران و جهان امروز بسار آگاهتر و هوشیارتر از دیروزند که از این دغل بازی های خامنه ای و احمدی نژادی فریب بخورند. موضع درست پافشاری در طرح و رسیدن به حقوق مردم ایران در گام نخست است که با کنار زدن این رزیم به هر شکل و قیمتی امکان پذیر است.
منوچهر مرعشی
04-10-2010

برای مادر کوشالی زنی سرشار از عواطف انسانی، مبارزی پایدار ،سمندری که تمام عمر در آتش عشق مردمش زیست و با یاد و دور از آنها در خاکی غریب تن به خاک سپرد.
ګرم شادی
ماه،
تنهاهیش را با من قسمت کرد
آسمان سایه اش را
صحرا سکوتش را
ابر بغضش را
باران ترانه هایش را
خاک تمنایش را
رود رویاهایش را
دریا دلش را
و
برنده ای در ګذر طوفان
آرزوهایش را به من سپرد
من،
بر پاهای خود ایستادم
دستهایم را رها کردم
تنهایی را جمع کردم
سکوت را صدا کردم
رویاها را سر کشیدم
آرزوها را پرواز دادم
خرد را بر افروختم
و
بر بال خیال
تا بام جهان پر کشیدم
اینجا،
سکوت و سایه و رویا و تنهاهی
خیال و آرزو و تمنا و ترانه
برګرد سفره ستاره ها
در ضیافت خدا
ګرم شادی اند
منوچهر مرعشی
۳۰-۰۹-۲۰۱۰
واقعیت وجودی پدیده متناقض و ضد تاریخی یکتاتوری مذهبی جمهوری اسلامی در ۳۰ سال ګذشته عملا نشان داده است که همه راههای مسالمت با رژیمی با این ماهیت و عملکرد سرانجام به بن بست می رسد. واقعیتی که بهای بس ګزاف برای مردم ایران و جهان تا کنون داشته است. هیولای ارتجاع مذهبی برای تحقق رویاهای خود با ظهور خمینی تا همین امروز بی وقفه وبا همه قوا و در همه زمینه ها در کار بافتن زنجیر زور و ستم و استثمار بر دست و پا و ذهن و جان و اندیشه و عواطف انسانهاست و با بی شرمی بی پایان برطبل خواسته های ضد بشری خود می کبود و در روز روشن در برابر چشم جهان دروغ و دروغ می ګوید توطعه می کند و دست به هر جنایتی و می زند.
خمینی شیادانه زیر درخت سیب در پاریس خود را به زهد و سادګی و طلبګی و موش مردګی جا زد وبا هزار وعد دروغ به مردم ایران و جهان با هوشیاری آخوندی در تشخیص منافع و جهت وزش باد جهانی، مفت و باد آورده قدرت را در معامله با قدرتمندان جهان آن روز و فریب مردم ایران کسب کرد.
بلافاصله پس از کسب قدرت نقض وعده ها آغاز شد مجلس خبرګان آخوندی بجای مجلس موسسان منتخب مردم، محدود کردن همه آزدیها، سرکوب و محروم کردن اقلیتهای قومی و مذهبی و زنان و مطېوعات و تشکلها و روشنفکران و دګر اندیشان و.. به موازات سرکوب تصویب قانون اساسی دیکتاتوری ولا یت فقیه و قبولاندن معجون مبهم و زهرآګین جمهوری اسلامی و تشیکل ارګانهای سرکوبګر و وحشی از جنس و ماهیت ارتجاع مذهبی مثل سپاه پاسداران، بسیج، اطلاعات ، بنیادهای ګوناکون چماقدار و فاشیستی و....
در چنین فضای از جهل و فریب و خشونت و بی حقوقی و بی حرمتی از طرف رهبر و نظام بر آمده از لجنزار تاریخ تلخ هزار ان ساله ما نیروهای دمکرات و دلسوز صبورانه و با تحملی طاقت فرسا حتی با کشته و زخمی دادن و ګذشتن از حق خود همه تلاش خود را بکار ګرفتند تا مګر حتی در چهارجوب قوانین طرف مقابل امکانی برای تحول و تغییر و زندګی سیاسی مسالمت آمیز ایجاد کنند، زیرا در یک فضای آزاد و صلح آمیز غده جهل و خشونت می ترکد و از ریشه خشکانده می شود اما ارتجاع مذهبی که هرګز توان وظرفیت مبارزه دمکراتیک را نداشته و ندارد تن به پذیرش قوانین خود ساخته اش را هم نداد.
لذا همه کسانی و از جمله شرکای مغلوب همین نظام که امروز با پز مسالمت و به جهت کاستن از بار سنګین ګذشته سیاه خویش و عدم پاسخ ګوی به مسولیت خود و یا برای در بردن کل رژیم از جنایاتش شیادانه چون رهبر فکری و بنیان ګذار این نظام خمینی بی شرمانه ، بیهوده تلاش دارند تاریخ هنوز زنده ۳۰ سال ګذشته را تحریف کنند و می خواهند این کذب محض را رواج دهند که ګویا خشونت درما و جامعه ماست و از این حرف این نتیجه را بګیرند که اپوزیسیون خمینی هم مثل او و چه بسا بدتر است . ګوی هیچ حساب و کتابی در جهان نیست و آنچه در برابر چشم ما اتفاق افتاده فسانه بوده است. اینکه انسان و جامعه ایرانی قرنها از فقر و دیکتاتوری و استعمار ومحرومیت و بی حقوقی و.. رنج برده و صدها کمبود و مشکل تاریخی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنګی و فردی و روانی و.. دارد یک حرف است اما پنهان شدن پشت حرفی درست برای نتیجه نادرست و بدر بردن سیستم و افرادی مجرم و مشخص،شیادی و شرکت در جرم است. از خمینی تا خامنه ای و همه دست اندرکاران ریز و درشتی همه آمرین و عاملین واقعی خشونت، مجرم و جنایتکار بوده و هستند افراد باید جواب ګوی اعمال خود باشند وبا هیچ منطقی نمی توان آنان را در برد.
حقیقت اما در نهایت قدرمندتر از هر چیز دیګریست واقعیات مستند تاکنونی نشان می دهد که خشونت طلب و مانع اصلی صلح، دمکراسی و پیشرفت فعلی جامعه ایرانی رژیم فاشیستی مذهبی جمهوری اسلامی و بنیادهای فکری است که این رژیم روی آنها بنا شده است.
اشکالات ما هر چه باشد در مسیر ګذر از این مانع است. تردید نباید کرد با این رژیم همه راهها به بن بست می رسد و با این رژیم بر مشکلات جمعی و فردی ما افزوده می شود و آنان که در پی حفظ این نظام در هر شکلش هستند دوستدار و خواهان آزادی وترقی حقیقی جامعه ایران نیستند.
اما شاید جامعه جهانی تا کنون در برابرهیچ رژیمی تا این حد کوتاه نیامده ، باج نداده ، دست دوستی دراز نکرده ، تن به سازش و خفت نداده است ولی هر بار سرش به سنګ سخت واقعیت خورده است، هنوز هم قدرتمندان جهان حاظر به سازش هستند اما بی مهری از طرف مقابل است .
اګر پس از این همه تجربه خونین و سنګین در داخل و خارخ از کشور کسی فکر می کند می توان با ناز و نوازش و آرایش دل دیو سیاه را بدست آورد و در کنار و یا زیر سایه او در صلح و مسالمت زندګی کرد می تواند باز هم سر خود را به دیوار بکوبد.آخرین محصول نظام احمدی نژاد نمونه قابل تاملی است برای شناخت بیشتر از ماهیت پدیده ارتجاع مذهبی به ګفتار کردار و پندار او توجه بفرماید.
منوچهرمرعشی
۲۶-۰۹-۲۰۱۰

ادیان موجود، فلسفه، هنر،علم، و.. هر کدام از زاویه و در حد توان خود به دریافتی از حقیقت وجود می پردازند. انسان که خود مبنای همه این دانسه هاست با همه توان، آګاهی،پتانسیل وعظمت بالقوه ای که دارد حتی درزمانی که به نهایت شکوفایی همه جانبه اش در جامعه ای انسانی هم که برسد باز موجودیست محدود در دایرهای بزرګتر هستی ذره ای در بیکران. این بمعنی نفی توان و ارزش انسان نیست بلکه منظور درک بهتر جهت و جایګاه انسان در جهان هستی است.
Stephen Hawkingپا سخی با زبان و از نګاه شعربه نظریات اخیر فیزیکدان بزرګ استیفن هاوکینک
دیر ګاهیست
وجود حقیقت را
پرنده ای کوچک
در ګوش باد زمزمه کرده است
دیر ګاهیست
لطف حقیقت را
ابری بغض کرده
در اشکهای زلال خویش
بر سفره زمین باریده است
دیر ګاهیست
زیبایی حقیقت را
درختان ګیلاس
با شکوفه هایشان
جشن می ګیرند
دیر ګاهیست
نوازش حقیقت را
جویباری نازک
در مسیر پونه ها
پرواز داده است
دیر ګاهیست
بی پرایی حقیقت را
سحر به آخرین ستاره صبح
بیادګار داده است
دیر ګاهیست
پختګی حقیقت را
تاکستانها
با شیره جان خود
می پرورند
دیر ګاهیست
بشارت حقیقت را
نسیمی در سفر
برای دور دستها
سوغات برده است
دیر ګاهیست
طپش حقیقت را
قلب تو
در هر شکفتنش
ګواهی می دهد
دیر ګاهیست
روشنایی حقیت را
چراغ اندیشه بشری
درحد شعاع دید ش
پرتومی افکند
دیر ګاهیست
شور حقیقت را
شعر
در آهنګ ګامهای خویش
آواز می دهد
دیر ګاهیست
رنګ حقیت را
نقش در نګاه خویش
نمایش می دهد
دیر ګاهیست
اثر حقیقت را
دستهای ابتکار
محصول می دهند
دیر ګاهیست
جاودانګی حقیقت را
تنوع حیات
در تدام خویش
تکرار می کند
دیر ګاهیست
ګستردګی حقیقت را
جهان
در پهنه خویش
عیان می کند
دیر ګاهیست
عمق حقیقت را
هستی
در بی نهایت خود
بیان میکند
دیر ګاهیست
عظمت حقیقت را
حیرت نګاه آسمان
عریان می کند
پیدا و پنهان
اینجا و آنجا
دور یا نزدیک
با ما یا بی ما
در هر نفس
حقیقت هست
منوچهر مرعشی
۲۲-۰۹-۲۰۱۰