۱۳۹۰ اسفند ۲۵, پنجشنبه

کمی دلم گرفته



بسان ابری که بغض کرده

چو دانه ای که در درون خود فشرده

بسان ناله ای که در گلوی نی خفته

چو قصه ای که شب هنوز نگفته

بسان ستاره ای که در کمین تیرگی نشسته

چو غنچه ای که لب فرو بسته

بسان کاشفی که در فکر فرو رفته

چو ریشه ای که امید به خویش بسته

بسان ببری که دل به مهتاب داده  

چو خشمی که بر لبی خموش گشته

بسان غمی که در قلب غروب لانه کرده

چو شوقی که در نگاه تو به انتظار نشسته  

کمی دام گرفته



منوچهر مرعشی

6-03-2012

۱۳۹۰ اسفند ۱۵, دوشنبه

پیغام پرستوها

 

تا پرستو

 خبر بهار را داد



صد سرو بسخن آمد

صد غنچه لب بگشود

صد دانه ز خواب بر خاست

صد چشمه  ز سنگ  جوشید

صد جوانه مشت گره کرد

صد شاخه خشک شکوفه داد

صد مرده زنده گشت





تا سپیده

 با سحر ز ره رسید



صد شک بشکست

صد پرسش پاسخ بگرفت

 صد دیده روشن شد

صد شعر ببار بنشست

صد یقین شکوفه داد

صد خیال خوب خانه ساخت

صد رویای رنگی پر گشود



تا نسیم

  پیغام صبا آورد







صد پنجره چشم گشود

صد خانه مهر ورزید

صد خاطره خندید

صد رفته باز آمد

صد کوچه بوجد آمد

صد خیابان خروشید

صد شهر به شوق آمد



منوچهر مرعشی

05-03-2012

۱۳۹۰ اسفند ۱۴, یکشنبه

کنش روشنگر


بار دیگر مجاهدین با حداکثر بردباری وپذیرش مسئولیت  آگاهانه قدم  در آتش گذاشتند تا با عمل خود حقایقی را بیان کنند و واقعیاتی را آشکار سازند
 درست است که دوران دوران مقاومت است و جنگ صد برابر زیرا که هیولای ارتجاع مذهبی حاکم است و هر ساعت در کار نابودی است . ولی حقیت این است که مجاهدین همچون همه انسانها ی آگاه و بیدار بنا بر ماهیتشان  که صادقانه و جدا قصد تفییر وضع موجود را به وضعیتی بهتر برای همه پیشه خود قرار داده اند بیش از هر چیز اهل سازندگی و تولید و پذرش و دوستی و همبستگی و..بوده وهستند. فرد و یا نیروی که دمکرات و از ماهیت و برنامه ای  مترقی برخوردار است در فضایی آزاد و برابر بیشتر شکوفا می شود و فرصت رشد و اثرگذاری پیدا می کند و دیده ایم درعمل هم هر جا فرصتی اندک دست داده است این حقیت به واقعیت رسیده است.

 مجاهدین در غربت  در خاک عراق بدون امکانات کافی تنها طی چند سال بیابانی را تبدیل به شهری مدرن و کامل می کنند  به تولید فکری و اقتصادی و .. می پردارند و آغوش خود را رو به همه انسانها با گشاده روی و مهربانی باز می کنند و بنا را بر دوستی و یکسانی می گذارند  و و در کشوری اشغال شده که از آسمانش خون و کینه و تفرقه و.. می بارد و حالا به برکت خطای بزرگ سیاست گذاران آمریکای و  زیر سایه چتر اشغال نظامی عراق جولانگاه دیو سیاه حاکم بر ایران شده است در این تاریکی و تیرگی ناشی از عملکرد ارتجاع و استعمار  اما شهر اشرف با وجود مجاهدین می شود محل اعتماد و تبادل اندیشه و همدلی و همراهی و....و اشرفیان در این راه هر چه در توان فکری و مادی دارند را با دیگران تقسیم می کنند و سختی کار و بار را آزادانه بر عهد می گیرند و....

اندکی عقب تر در فرصت کوتاه 3 ساله پیش آمده پس از سرنگونی دیکتاتوری وابسطه پهلوی (1357 تا 1360) و با وجود انواع فشارها و محدودیتها از طرف ارتجاع حاکم  مجاهدین بیشترین کار تئوریک  را همراه با تولید فکری و فرهنگی وسیاسی و روشنگری  را  با مسالمت و انظبات و برباری و تحمل همه گونه ناملایمات پیش می برند  (همراه با دیگر نیروها و افراد مترقی)  و در مدتی کوتاه  از یک نیروی چند صد نفره تبدیل به آلترناتیو ارتجاع مذهبی می شوند .

 خواستم فقط برای یادآوری اشاره ای به 2 نمونه نزدیک در زمان خودمان را کرده باشم ولی بنظر من بدون انسانهای آگاه و آزاده و مسئول و خرمند و شجاع در همه زمینه ها  جامعه انسانی در دوران غار نشینی به پایان می رسید ولی گویی برنامه هستی چیز دگریست و توان و تحمل نهفته در درون انسان چنان است که خود را تا این جای تکامل رسانده است و قصد توقف در سر ندارد .

 آری با توجه به همه تفاوتهای زمانی مکانی فکری تاریخی طبقاتی روانی  رنگی نژادی و.. این انسانها ی نیک ولی گوناگون از آغاز تولد بشر تا کنون با هزار رشته پیدا و پنهان انسانی در پیوند و امتداد یکیدگر قرار دارند.

داستان امروز مجاهدین و اشرف و مردم ایران و..  هم داستان تازه ای نیست اصل قضیه ایستادگی و تلاش بشر برای پیش رفت است و البته  در این مسیرپذیرش سختی و کارو بار مسئولیت که  در نهایت خود بالاترین آرامش و لذت انسانی را همراه دارد.

 موانع موجود در راه  هم همگی از جمله دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران و عواملش در منطقه و جهان سود پرست  با همه تفاوتهایشان  منافع خود را در ادامه وضع موجود می دانند  و برای ادامه حیات خفیف خود دست به هر شقاوت و پستی و پلیدی و ریاکاری و.. می زنند.

ظاهرا و در یک دایره محدود بنظر می رسد ستمکاران دست بالا را دارند و برنده میدان اما اگر به تجربه های تاریخی و انسانی نگاهی بکنیم و کمی وسیعتر و عمیق تر بنگریم خواهیم دید که "چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند"

صد ابته بدون دخالت عنصر انسانی یعنی نیروی آگاهی و آزاد و اراده و خواست تغییر که همان عمل کردن به مسئولیت فردی و جمعی برای رسیدن به شرایط زندگی بهتر است تغییری در دنیای انسانی بطور خود بخودی رخ نخواهد داد .

تفاوت قوانین دگرگونی د ر دنیا ی انسانی با دنیای  مادی و نباتی و حیوانی در همین است انسان به دلیل داشتن ماهیتی متفاوت که او را از عقل و آزادی و اختیار برخوردار می کند اگر بخواهد می تواند در دنیای نسبی خواسته های خود را محقق سازد.

انسانهای که آگاهانه و آزادانه برای رسیدن به اهداف انسانی گرد هم جمع می شوند و آرمانهای والای آنها را به هم پیوند می دهد(از جمله دمکراسی و حقوق بشر) و آماده پراخت بها برای رسیدن به مقصد به هر قبمت هستند و تمام توان خود را بکار می گیرند  البته که می توانند در جهت دگرگونی ها و تحولات راه گشا و هدایتگر و تائثر گذار باشند .

همه وحشت و خشم و دشمنی حافظان وضع موجود هم از همین است انسانهای که با خود با  هم نوع  خود و روند هستی به وحدت و یگانگی رسیده باشند با یاری هم می توانند روابط و مناسبات را انسانی تر و زندگی را غنی تر و زیباتر سازند . تلاش اهالی اشرف و یارنشان بطور کلی حرکت در همین مسیر است.

 نیروی با آرمان و متشکل با برنامه با رهبران  و کادرهای  پخته و حرفه ای و همیشه حاظر  در شرایط   تغیرات پر شتاب امروز در ایران و منطقه و جهان می تواند نفش کیقی و پر اهمیتی را ایفا کند.  دقیقا به دلیل همین پتانسیل و توان  مجاهدین است که ارتجاع و استعمار با شیادی و شقاوت و زبونی ایزوله کردن و اتهام زدن و متلاشی کردن و حذف و نابودی اشرفیان را در دستور کار خود قرار داده و در سر می پروراند.

اما باید هر بار بیاد آورد و تکرار کرد جهان خارج از ذهن واقعیت دارد و سخت قانونمند است انسانی که عزم کرده است حرمت و حقوق و آزادی ذاتی خود را کسب کند در هر حال پیروز است.



منوچهر مرعشی

03-03-2012

۱۳۹۰ دی ۱۲, دوشنبه

عشق





عشق هست

همه وقت

همه جا

با همه کس

در همه چیز

عشق ندارد حد

نه قاعده

نه دستور

نه شکل

نه جنس

نه رنگ

عشق جاریست :

 در رگهای زمان

در دست نور

در قلب تاریکی

 در نادیده ها

در دست رس و دور از دست

در جسم

 در ذات

 در جزء

  در کل 

در این عالم

در آن عالم

در بین این دو



عشق در هستی هست



منوچهر مرعشی

02-01-2012




۱۳۹۰ دی ۶, سه‌شنبه

اتاق


اتاق کوچک و درهم من پر ز شعر است

شعر نشسته

بر روی شانه شکسته گلدانها

در پشت تنهایی من

درقاب پنجره تصویرها

بر سینه سپید کاغذ های بی نظم



شعر زندگی می کند

در آهنگ بی توفق زمان بر دیوار

در هم آغوشی خطوط و رنگهای تابلوها

دراندیشه  نوری که می نماید راه

در بوی نان تازه ای که پر کرده فضا

در جان بی تاب قلمی که در دست من می رقصد



شعر پر می کشد

بر پرده ای که پر از آواز پرنده ها ست

در غم غریبانه غباری که نشسته کنج دیوار

در شادی شکوفه ای که گشته شکار

بر نقشه ای که در خود  فشرده همه جهان

بر صندلی خالی دوست

در یاد یاران رفته که ماندگارانند

در حجم رویای که بوسعت هستی است



نه تنهایی نیست

نه بن بستی هست





در این اتاق کوچک

 در پس این تنهایی

جهانی  جاریست



منوچهر مرعشی

20-11-2011




















۱۳۹۰ آذر ۲۹, سه‌شنبه

تضادها و وحدت ها

از همان زمان بنیان گذاری که مجاهدین سنگ بنای  دوری و نزدیکی نیروهای اجتماعی و سیاسی را  بر پایه واقعیات وجود طبقات اجتماعی

( استثمار کننده  و استثمار شونده) قرار دادند و نه بر پایه ذهنیت و عقیده و ..(با خدا بی خدا و..)  و در نتیجه جمع بندی علل شکست انقلابات تاریخ معاصر ایران  مبارزه را به مثابه علم و حرفه و کار جمعی در دستور کار قرار دادن و با پذیرش مسئولیت و آمادگی برای ادامه مبارزه در هر شرایط و به هر قیمت وبا بکار گیری همه دستاوردهای مبارزاتی تا کنونی به عنوان تجارب و تلاش  بشری  برای زندگی انسانی تر را متعلق به خود و همه انسانها دانسته و با نظری باز پذیرفتند و در عمل  بکار گرفتند  معلوم بود که مبارزینی واقعگرا و جدی با دیدی وسیع و  روشن و با حرفی تازه و  با قصد  واقعی همبستگی ودوستی و ... در میدان مبارزاتی ایران ظاهر شده است.

در اینکه چشم انداز و آرمان نهایی اجتماعی مورد نظر مجاهدین روابط و مناسبات غیر استثماری است به گواه عمل کرد و نوع زندگی و تئوری ها ی آنها  نه قابل تردید است نه پنهان کردنی کافی است نگاهی به زندگی جمعی مجاهدین مثلا در اشرف بیندازید و آنرا مقایسه کنید با زندگی در مناسبات موجود  بجای منافع صرف فردی و خودپرستی و فزون خواهی بی حد و  رقابت در جهت کنار زدن و حذف و زمین زدن و نابود کردن دیگری منافع جمعی رفاقت و کمک برای بالا کشیدن بقل دستی و رشد همگانی است بجای افزایش شکاف فقر و فربه شدن  افسار گسیخته و بیمار گونه  حتی تا حد نابودی زمین برای رسیدن به  خواهشهای غیر انسانی خود تقسیم مساوی امکانات مادی و مصرف در حد نیاز  و در عوض میدان دادن به رشد و شکوفایی همه جانبه  فرد و جامعه انسانی است و...  

از آنجا که ما در ذات و جوهره انسانی خود علی رغم هر اختلافی مشترک هستیم  و از آنجا که انسان فی نفسه بد نیست  و خواستار  سعادت است هر جا رایحه انسانی به مشام برسد ما را به هم نزدیک و دور هم جمع می کند نگاه کنید به رنگین کمانی که در این روزها و دراین زمانه گرگ و میش دور مجاهدین جمع شده اند من شخصا بخصوص تحت تاثیر شهادت آقای دیوید فلیپس مقام نظامی که چند سال در اشرف بوده و از نزدیک روابط و مناسبات مجاهدین را دیده و تا حد ی زندگی کرده قرار گرفته ام که چگونه در بر خورد با حقیت انسانی موجود در اشرف عواطف و توانایی انسانی خودش زنده وبروز کرده و در عمل  برای دفاع از این حقیت در برابر سیستمی قرار گرفته که خودش بخشی از آن بود ه و به چنان اعتمادی بالای رسیده که حاضر است دختران جوانش را با خیال راحت به مناسبات انسانی مجاهدن بسپارد این البته جای افتجار و سربلندی دارد.

بنابر این آرمان خواه بودن مجاهدین زیر دوربین های آمریکای  بوده و هست ولی جدی تر آنکه علی رغم فروپاشی دنیای سوسیالیستی نوع شوروی سابق و به  براه انداختن جنجال پایان تاریخ از جانب دنیای  سود و سرمایه و تلاش همه جانبه برای جا انداختن و ابدی جلوه دادن مدینه فاضله وضع  موجود  و  به دنبال آن ذوب کردن و شدن بسیاری از جریانات در درون دنیای موجود ولی شگفت اینکه این مجاهدین تا قلب دنیای سرمایداری رفته با بلاترین مقامات فکری سیاسی نظامی و ..این نظام رو در رو شده اند اما نه تنها حل نشده بلکه بیشتر بر استقلال و خواسته ها و آرمانهای خود پا فشرده اند و پابرجا مانده اند برعکس  طرف مقابل را به تردید و تضاد و پاسخ گوی کشانده اند

این تشکل تلاش پایداری جدیت  و عمل کردن   همراه با هوشیاری و در هر شرایط  برای دنیای بهتر است است که بیش از همه چیز خشم و کینه همه حافظان وضع موجود را بر علیه مجاهدین بر انگیخته است .

اما مجاهدن اثبات کرده اند به همان اندازه که آرمان خواه هستند واقع گرا و ریزبین و همه جانبه گرا هم هستند هنوز دیکتاتوری وابسته سلطنتی بر سر کار بود که مجاهدین به ارزیابی مرحله دمکراتیک جامعه ایران رسیدند. آزادی برایشان  ضروتی آرمانی است (  از نظری یکی از مهمترین علل ناکامی شکست انقلاب های چون اکتبر 1917 روسیه همین غیبت آزادی همه جانبه که منجر به فساد و فروپاشی شد می باشد)

با حاکمیت ارتجاع مذهبی ضرورت آزادی بیشتر شد اصل قرار دادن آزادیهای همه جانبه در برابر دیکتاتوری ولایت فقیه  ناشی از تحلیل درست و نیاز جامعه دیکتاتور زده ایران بود گرچه در آن زمان چپ نمایان مرتجع و جبهه متحد ارتجاع را به افترا گویی بر علیه مجاهدین بر انگیخت ولی با توجه به تجربه تاریخی خودمان و جهان راه رشد ترقی و تکامل فردی و جمعی ایران و ایرانی از مسیر آزادی می گذشت و می گذرد . دنیای غرب در یک تلاش  همه جانبه فکری فلسفی دینی  سیاسی هنری اخلاقی و.. مستمر سخت و طولانی و پر بها  به دستاوردهای بزرگی رسیده بود از جمله بکارگیری گوهر عقل رهایی از سیطره مذهب و سنت ونهادهایش  بوجود آمدن جنبشهای اجتماعی نظریه ها و مکاتب فلسفی هنری سیاسی  انقلابات وتحولات اجتماعی  سیاسی و علمی  حاکمیت مردم بر مردم حقوق بشر و مفادش و.....  

بله دستاوردهای بسیاری را می شود شمرد که ریشه در دنیای غرب دارد و حاصل  اندیشه وخون و رنج آنهاست اما به همه ما به مثابه جامعه بشری تعلق دارد از این بابت و در این زمینه ها مردم ایران و مجاهدین از صادق ترین و جدی ترین متحدان دنیای غرب بوده وهستند وخواهند بود ارزشهای انسانی هیچ حد و مرز و مالکی ندارد همه جا باید جاری و ساری شود و به همه کس تعلق دارد ارتجاع ضد انسانی مذهبی در بنیادهای فکری و اعتقادی و ارزشی و  در معیارهای سیاسی و اجتماعی و حقوقی در تضاد با دستاورهای مترقی بشری قرار دارد از این بابت ما باید با صدای بلند و بی ترس از تنگ نظران و شیادان و زخم زننده گان فریاد بزنیم ما با همه جهان برای حفظ و راتقائ ارزشهای بشری بدست آمده متحد هستیم و در این راه عملا هر چه می توانیم انجام دهیم .

ولی آن غرب وحشی و استعمارگر و استثمار گر و فریبکار را  که خود در طول تاریخ یکی از مهمترین عوامل زمینه ساز شکل گیری و قدرت یابی و تداوم  نیروهای ضد بشری چون فاشیست و بنیادگرای مذهبی  و امثالهم بوده وهستند را چه در گذشته و حال یا آینده به نقد و چالش و نبرد می کشیم  و در تلاش برای دنیای بهتر از پا نمی نشینیم  کمبودها  و خطاها یمان را هم در عمل و در همین مسیر می توانیم وباید بشناسیم  و بر طرف کنیم تنها مردگان مرتکب خطا نمی شوند ولی ما زنده هستیم و با کار و  عمل خود زندگی  را بهتر می کنیم .


منوچهر مرعشی

20-11-2011

  

.




۱۳۹۰ آذر ۲۵, جمعه

اصل دعوا بر سر اصول انسانیست



ارتجاع مذهبی حاکم بر ایران و هم جنسانش در عراق شمشیر را از رو بسته و قصد کشتار اشرفیان را دارند. دولت آمریکا نیز با نقظ تعهدات قانونی و اخلاقی و انسانیش با ساکنان اشرف و با سکوت و سنگ اندازی و چراغ سبز نشان دادن و مهمتر اینکه به دلیل ایجاد جنگ و بحران در عراق و پافشاری بر ادامه سیاست تاکنونی و هموار کردن جاده برای قدرت یابی ارتجاع مذهبی در عراق در این جنایات و در آینده مسولیت مستقیم دارد.

از طرف دیگر مجاهدین با طرح حقوق خواسته ها و ارزشهای انسانی با همراهی وجدانهای بیدار جهانی جانانه و هوشیارنه  و بی تردید استوار و سازمان یافته  بر سر اصول خویش ایستاده اند و هر چه زمان می گذرد ماهیت و عملکرد هر دو طرف در روشنایی بیشتری قرار می گیرد.

عده ای شیادانه و حساب شده قصد دارند دعوا را محدود به یک گروه  یک سیاست یک  تکه خاک یا تعدادی نفرو.. جلو دهند تا اصل قضیه را بپوشانند  و در ضمن راحت تر و با موانع کمتری به مقاصد پلید خود دست یابند.

دعوای اصلی اما فراتر از هر چیز بر سر ارزشها و اصول و حقوق انسانی است که بشر تا امروز  به آن دست یافته است و دقیقا به همین دلیل هم خواسته یا ناخواسته مستقیم یا غیر مستقم  به همه مربوط می شود و حاصل و نتیجه دعوا هر چه باشد حاصلش به مرور زمان کم یا بیش به همه جا و همه کس بر می گردد حتی اگر ظاهرا و بلافاصله قابل لمس و دریافت نباشد اما قانونمندیهای حاکم بر هستی و بویژه دنیای انسانی علی رغم میل و خارج از ذهن  ما سرسخت و خدشه ناپذر کار خودشان را انجام می دهند.

باید دید در این نبرد مشخص انسانهای مسئول و مقاوم و وجدانهای بیدار تا کجا می توانند در برابر بربریت و جنایت و سود پرستی و وقاحت آشکار ایستادگی  کنند و آن را عقب برانند.



آیا با کشتن همه چیز تمام می شود؟

آنان که فکر می کنند با کشتن همه چیز تمام می شود به گواه تجربه سخت در اشتباه هستند اگر براستی چنین بود انسان هرگز از دوره قار نشینی عبور نمیکرد و در همان مرحله در برابر قهر طیبعت تن به نابودی می داد. انسان تنها به جسم زنده نیست توان شگفت انگیز او در تفکر آگاهی   پرسشگری  خلاقیت  ارداه  کار مسئولیت پذیری  آرمان داشتن  آرزو کردن  تخیل پرودن تصورکردن عشق ورزی  دوست داشتن فداکاری  جمعی زیستن هنر داشتن انتقال تجربه و.....این ویژیگهای انسانی است که به انسان هویت و ارزش و پتانسیل بودن می دهد همین موتور محرکه انسان را تا به امروزو اینجا رسانده و به آینده امیدوار  و جاودان می کند . واگر نه اگر قرار بود امثال جنایتکاران و غارتگران و استثمار کننده گان  و شیادان و خواران و ... ملاک و معیار باشند البته که باید در آن صورت حق را به شیطان داد و به خلقت انسان شک کرد.   بی چرا زندگان مردگانی هستند که نفس می کشند و رفته گانی هم هستند که تا همیشه  در اندیشه و آرمان های انسانی زنده و حاضر هستند.



منوچهر مرعشی

16-11-2011






۱۳۹۰ آبان ۸, یکشنبه

چهارده سال نبرد نفس گیر


از زمان معامله سیاسی کلینتون-خاتمی بر سر قرار دادن نام سازمان مجاهدین خلق ایران در لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا تا همین لحظه مجاهدین همراه با همه یاران داخلی و خارجی اش نبرد جانانه  هوشیارانه  خردمندانه  دقیق  ظریف  حساس و.. را پیش برده اند که جای بحث و تامل بسیار دارد . چگونگی پیش برد این کارزار طی این سالیان  در ضمن بیان کننده بخشی از ماهیت و عملکرد  مجاهدین در کار سیاسی نیز می باشد. اوج تعهد به پیمانهای بسته شده  بردبار و با گذشت اعتقاد داشتن  تا پای جان بر سر اصول دمکراتیک و حقوق انسانی  آزادمنش و انعطاف پذیردرعین اصولی بودن و....که در عین حال گویای  شایستگی و سطح و مدار تکاملی بالای مقاومت و مردم ایران بطور کلی برای دست یابی به زندگی بهتر است .

در این نبرد آنها تنها با یک دولت طرف نبوده و نیستند  بلکه با دول و جریانات ریز و درشت پلیدی چنگ در چنگ شدند که هر کدام براستی مظهری از زشتی دنیای موجود بوده وهستند.

در این نبرد آنها نه تنها برای حقوق انسانی و مسلم خود و مردم کشورشان بلکه برای حفاظت از ارزشها و دست آوردهای بشری در زمینه حقوق  انسانی  نیز  تلاش می کنند به همین دلیل صدایشان از طرف وجدانهای بیدار جهان  شنید شد و پاسخ گرفت و این نبرد  تا پشت در کاخ سفید گسترش یافت و مقامات مربطه را به پاسخ گوی کشاند  از جمله امروز خانم کلینتون را وادار کرد که در برابر نمایندگان مردم آمریکا و در انظار جهان با احترام از قهرمانان اشرف نام ببرد و خود و دولتش را در رابطه با تعهدات داده شده مسول بداند. این بی شک گام بلندی است که دست آورد همین نبرد نفس گیر مجاهدین و یارانشان است نبردی که در هر شرایط اراده کرده است که تا رسیدن به خواسته های انسانیش ادامه یابد .

هر ملتی حق دارد(از جمله مردم ایران و مجاهدین خلق ایران) در برابر هر نظام سرکوب گری که هیچ راه مسالمت جویانه ای برای احقاق حقوق شهروندانش باقی نمی گذارد قیام کند و در صورت لزوم  دست به سلاح ببرد تا سیتم را براندازد و وضع موجودرا دگرگون کند هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند و نباید مانع این راه شود .

اگر براستی نوری الملکی و همکارانش بازیچه دست ارتجاع مذهبی حاکم بر ایران نیستند وبر عراق امروز دمکراسی و حقوق بشر  حاکم است پس بر اساس قوانین دمکراتیک مجاهدین حق  انتخاب دارند  که در عراق بعنوان پناهنده باقی بمانند و آزادانه به فعالیت سیاسی بپردازند همان حقی که به عنوان نمونه در کشورهای اروپای رایج است  اما محدودیت و محاصره و کشتار اشرفیان روشن کننده ماهیت ضد انسانی و دیکتاتوری وابسته حاکم در عراق است و این چنین پرده ها می افتد و چهره ها برای همه قابل رویت می شود.

در سطح دول جهان و دنیای به اصطلاح آزاد هم اگر حقیقتا حقوق بشر و دمکراسی و قوانین دمکراتیک اصول راهنمایشان  هستند و نه چیزی دیگر بفرمایید در همان چهارچوب و حقوق و قوانینی که می گوید بنای کار شماست با مجاهدین وارد رابطه شوید و بگذارید از حقوق انسانی خویش بهره مند شوند مانع آنها نشوید تا معلوم شود چه کسی و تا چه حد و تا کجا ظرفیت و توان کار در فضای براستی دمکراتیک و زندگی مسالمت آمیز را دارد این گوی و این هم میدان .....

 هزاران محفل و گروه و جریان فرهنگی  مذهبی اجتماعی و سیاسی و... در آمریکا و اروپا مشغول فعایت هستند اگر براستی مجاهدین یک سکت محدود بسته بی پایگاه مردمی و... هستند  در حد همین گروه ها به آنها اجازه فعالیت بدهید بگذارید آزادانه فقط حرفشان را بزنند و علنی کار کنند در اطاق شیشه ای در برابر دید جهان براستی چرا این همه محدویت فشار و ..علیه یک گروه؟

 آنان که دست اندر کارند بخوبی می دانند که حقیقت همیشه آن چیزی   نیست که  به زبان می آورند ویا نمایش می دهند شیادان شرکای شرورانند که حرفه اشان دروغ بافی و فریب است .    

با وجود همه ناملایمات و شداید و شکستها سرانجام سر فرازی و پیروزی از آن راستی است.



منوچهر مرعشی

30-10-2011












۱۳۹۰ مهر ۲۴, یکشنبه

تاکی و تاکجا؟


برخلاف تبلیغات عوامفریبانه رژیم حاکم بر ایران  آمریکا هرگز دنبال سرنگون کردن ارتجاع مذهبی در ایران نبوده ونیست برعکس آمریکا بویژه در چند دهه پیش و در دوران جنگ سرد در تضادش با جهان سوسیالیستی موجود آنروز و ترس از قدرت گیری نیروهای براستی انقلابی و ملی و آزدیخواه  همواره  یکی از بوجود آورنده گان و حامیان جریانات گوناگون ارتجاعی در منطقه ما بود.

خمینی بدون سازش و حمایت آمریکا و جهان غرب هرگز قادر نبود چنین آسوده و مفت بر صندلی قدرت بنشیند. ییاد بیاوریم نشست معروف گوادلپ را که جهان غرب تصمم به رفتن شاه و آمدن خمینی را گرفت وتماس های مستمر و دوستانه شورای به اصطلاح انقلاب خمینی از جمله بهشتی و یزدی و .. را در داخل و خارج با مقامات آمریکای و بخصوص با ژنرال هایزر مامور انتقال مسالمت آمیز قدرت از شاه به خمینی و.. این چنین بود که خمینی با هواپیمای اختصاصی و تظمین شده با احساس هیچ نسبت به خاک وطن و مردم ایران ولی با سری پر از تزویر و دلی پر کینه سکان قدرت را با کمک و حمایت آشکارآ مریکا در دست گرفت . خمینی با سازش و معامله با جهان غرب و دروغ و فریب مردم ایران حاکم شد و با بی شرمی بی حد نمک خورد و نمکدان را شکست.

بنا بر شواهد و عملکرد آمریکا در طول تمام عمر این رژیم سیایت آمریکا بر پایه کنار آمدن و پذیرش ارتجاع مذهبی حاکم بر ایران تاکنون بوده وهست. کرنش گاهی در حد غیرقابل تصور همراه با باج دادن  مانند سد راه مقامت مردم ایران شدن با برچسب تروریستی چشم پوشیدن حتی در برابر جان سربازان و شهروندان آمریکای  که توسط رژیم کشته شده و می شوند همکاری و راه باز کردن برای قدرت گیری ارتجاع در عراق و افغانستان و منطقه  همه جور امکانات و سواری دادن به جریان به اصطلاح اصلاح طلب از جنس و درون رژیم دست دوستی دارز کردن بسوی خامنه ای و سران حاکم و....سیاست مداوم دول گونگون آمریکای در برابر رژیم حاکم بر ایران بوده وهست.

دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران از زمان قدرت گیری تا همین امروز آشکار و با بی شرمی ترور وجنایت و سرکوب را تا هر جا که بتواند بر علیه مردم ایران و منطقه و جهان اعمال کرده و می کند این حرف تازه ای نیست و جهان به همت مردم و مقاومت ایران از آن تا حدی خبر دارد امریکا هم بدون تردید اطلاعات دقیق و بسیار زیادی از عملکرد این رژیم داشته و دارد آنچه این روزها در مورد طرح ترور سفیر عربستان در واشنگتن توسط مقامات آمریکای افشا شده است بخش بسیار ناچیزی از اطلاعات دول آمریکای نسبت به اعمال تروریستی رژیم جمهوری اسلامی ایران است. سیاست سازش و مماشات و کرنش آمریکا در برابر ارتجاع هار مذهبی اجازه نداده و نمی دهد همه واقعیت و حقیقت از پرده برون افتد در عوض تا دلتان بخواهد دروغ و تهمت و ضد قانونی در برخورد با اپوزیسیون واقعی مردم ایران ایجاد کرده و می کنند تا دل سیاه شیطان را بدست آورند.

آنچه جای انتقاد دارد این است که کرنش و زانو زدن در برابر تهدید جدی و واقعی و روز جامعه جهانی یعنی تروریست دولتی حاکم بر ایران تا کی و تا کجا؟



منوچهر مرعشی

16-10-2011




۱۳۹۰ مهر ۲۲, جمعه

رقص زندگی


شادیم را

با باد قسمت  می کنم

تنهایم را

 با درخت توت سالخورده کودکیم

غمم را

 آرام  به دل دریاها  می دهم

اسرارم را

درگوشی به ستاره ها می گویم

بغضم را

به ابروان ابرها گره می زنم

دردهایم را

بدستا ن باران می سپارم

دلم را

به پرواز پرنده ای کوچک می بندم

دستهایم را

بدست کلمات می دهم

و

با طپش هستی

به رقص زندگی می پردازم



منوچهر مرعشی

3-10-2011
















۱۳۹۰ مهر ۱۱, دوشنبه

بیا



نترس

 ز پرسش

نهراس

 ز شک

تردد کن

بر خاک تردید

بپرس روشن

سفر کن
 در سرزمینهای ناشناخته

برو

بجستجو جاودانگی

بپرداز

به دنیای خیال

پرواز کن

در آسمان پر راز

بیا

که می توان

از روزنه هستی

اندکی از این همه را شناخت

می توان

دنیای خیال را ساخت

می توان

گل و سنگ را بهم بافت

می توان

نهال صلح را

در چشمهای غزاله ها کاشت

می توان

در گوش نوزادان

آهنگ زندگی را نواخت



منوچهر مرعشی

19-09-2011
















۱۳۹۰ مهر ۱۰, یکشنبه

سیاست اشغالگرایانه اسرائیل و حمایت بی قید آمریکا موانع اصلی صلح هستند.





بی انکه بخواهیم وارد تاریخچه اشغال سرزمین مردم فلسطین توسط اسرائیل با تکیه بر استعمار و با دست آویز قرار دادن قصص دینی و مذهبی و برتری قومی بشویم و بی آنکه بخواهیم بر خشم و کینه و نفرت و تضاد ناشی از دهه ها ستم عریان پرده بکشیم و بی آنکه پیچیده گی و چند وجهی بودن و دخالت انواع نیرو ها و دولت ها و قدرت ها  را در معادله مناقشه فلسطین و اسرائیل ساده و دست کم بگیریم و یا چشم بر پرسه طی شده این تضاد بپوشیم با توجه به همه این مسائل و احیانا جنبه های دیگر اما اگر بخواهیم امروز نظری اجمالی بر موضوع بیندازم و بر مانع اصلی به جهت راه گشایی انگشت بگذاریم بی تردید پس ازسالها  تجربه با قاطعیت می توان گفت سیاست برتری طلبانه و متکبرانه و ارباب منشانه سیستمی اشغال گر با ابزار دولتهای گوناگون حاکم اسرائیلی از یک طرف  و از طرف دیگر حمایت کور و بی قید و یک طرفه  دولتهای آمریکای  موانع اصلی رسیدن مردم فلسطین به حقوق اولیه شان می باشد.

درست که  هیولای ارتجاع هار مذهبی در منطقه و بخصوص در لبنان و مناطق فلسطینی چنگ انداخته اما بی تردید زمینه اش را همین سیاست و عملکرد ستم کارانه طرفهای اسرائیلی و آمریکای فراهم کرده اند. علی رغم اینکه نمایندگان واقعی مردم فلسطین و از جمله عرفات و سازمان و یارانش  در هنگام حیاتش  و در ادامه محمود عباس همه گونه تلاش و انعطاف و هوشیاری و  کوتاه آمدن  واقعگرایانه ای از خود  نشان داده اند اما براستی همواره  به سد  زیاده خواهی  اسرائیل و مانع آمریکا بر خورد کرده اند . و از این بابت البته دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران ونیروهای دست سازش از جمله حزب الله با دمشان گردو می شکنند و بر زمینه جور و ستم و بی حقوقی مردم فلسطین و فراتر از آن مردم منطقه خاورمیانه مرکب جهل و خرافه و کینه و دشمنی و خشونت خود را می رانند . با این وجود اینها هیچ کدام نمی تواند بهانه ای باشد برای ادامه سیاست ستم کارانه و استعمارگرانه دول اسرائیلی و آمریکای اینها خود به دلیل جهان بینی بسته سود و سرمایه تا حدود زیادی عامل سر بر آوردن ارتجاع مذهبی بوده و هستند. رسیدن مردم فلسطین به حقشان و ایجاد دولتی فلسطینی و بر قراری  نظامی دمکراتیک  در این گوشه از منطقه بزرگترین ضربه اجتماعی سیاسی فرهنگی ارزشی و فکری را به مذهب ارتجاعی خواهد زد اگر بر سر اصول حقوق بشر و دمکراسی و خواسته های دمکراتیک براستی صادق و جدی هستید و آنها را برای همه بشریت می خواهید بفرمایید بی ریا در کنار مردم منطقه قرار بگیرید . بی تردید محک تجربه و عمل بکارمی آید و ماهیت ها  هویدا خواهد شد و معلوم می شود تا کجا سود اصل است و تا کجا منافع انسانی اساس است.

حال که پس از طی همه مسیرها و بردباریها نماینده مردم فلسطین در سازمان ملل متحد و در برابر جهان چنین به فغان آمده است و تا حدی پرده ها را کنار زده است و با طرح ایجاد دولت فلسطینی از جهانیان کمک طلبیده است  وظیفه انسانی ایجاب می کند در کنار مردم فلسطین قرار بگیریم . بنظر می رسد بار دیگر موضوع و بحران فلسطین به نقطه حساسی رسیده است زیرا نه تنها به مردم فلسطین بلکه به  دیگران هم ربط پیدا می کند. این گوی و این میدان بی تردید بار دیگر بسیاری در این رابطه محک می خورند  از اسرائیل تا آمریکا تا اروپا و چین و روسیه و .....

امیدوارم مسئله هرچه بیشتر به سود مردم منطقه و جهان حل شود.



منوچهر مرعشی

2-10-2011




۱۳۹۰ مهر ۹, شنبه

فکر


در پی فکری میروم

که چراغی بدست دهد

نه به تیرگی برد

پنداری می بافم

که نیکی صید کند

نه پلیدی بار دهد

خیالی می پرورم

که کندوی عسل دهد

نه خانه خراب کند

رویای می سازم

که سایبانی شود  

نه سا یه ترس شود

تصویری می کشم

که بر انگیزد

نه مایوس کند

شعری می نویسم

که شوری بپا کند

نه شعور را بگیرد

ترانه ای می خوانم

که طرب زا باشد

نه تخدیر کند

قصه ای می گویم

که غم سوز باشد

نه قصه ساز

طرحی می ریزم

که زندگی ساز باشد

نه ویران گر

سخنی می گویم

که بیدار کند

نه خاموش سازد

پرسشی طرح می کنم

که هوشیاری بر اگیزد

نه سکوت را حاکم کند



منوچهر مرعشی

1-10-2011