۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

حکوت اسلامی یک مغلطه تاریخی ۲

در روز دوشنبه ۱۰ ژوئن ۶۳۲ میلادی که محمد پیامبر اسلام دیده فروبست و از جهان رفت چیزی جز دریافتهای خود که وحی می نامید و آنها را بصورت شفاهی با یاران ونزدیکان خویش در میان می گذاشت واعمال ورفتار خود که مردم شاهدان آن بودند بجای نگذاشت آن چه ما بعنوان قرآن می شناسیم در زمان عثمان گردآوری ومکتوب شد همچون عیسی مسیح که حواریون او سالها پس از او هر کدام انجیلی بنام مسیحیت نوشتند. .
تمامی اسلام در زمان ظهور چند جمله ساده بود همچون


بگوید خدایی جز الله نیست و محمد فرستاده اوست بعدها ودر شرایط و مناسبت های گوناگون محمد بیان می کرد از طرف خدا بوسیله فرشته جبرئیل بر او وحی می شود.
همچنین گفتار وکردار و رفتار محمد بنام سنت و حدیث بجا ماند که بعدها در آنها اغراق و افسانه سازی شد.
بنابراین در روابط ومناسبات عقب مانده آن روز عربستان دولت و حکومت وجود نداشته و مسائل اساساً حتی در زمان غلبه اسلام و در حیات محمد بصو رت قبیله ای حل می شدند.


منوچهر مرعشی
دومین قسمت

۱۳۹۴ آذر ۸, یکشنبه

حکومت اسلامی یک مغلطه تاریخی

در طول تاریخ و حتی در زمان حیات پیامبر اسلام ما هیچگاه حکومت اسلامی به معنی دقیق وامروزی آن نداشته ایم.
اسلام دین تازه ای بود که ریشه در ادیان ابراهیمی پیش از خود داشته وهیچگاه این پیوند خویشاوندی را قطع نکرد به همین دلیل بسیاری از حلال وحرام ها و باید ونباید ها ریشه در دیگر ادیان و حتی سنتهای زمان خود دارد.
اسلام وقتی دینی غالب در شبه جزیره عربستان شد وپیامبر اسلام ویارانش پیروزمندانه از هجرت به وطن بازگشتند حکومت اسلامی تشکیل ندادند بلکه مسلمانان و دیگر ساکنین عربستان راکه غیر مسلمان بودند هدایت و راهبری کردند
در این مسیر نه تنها از دریافتهای که وحی نامیده می شد بلکه از دانش ومشورت دیگران نیز استفاده می کردند وجاهای هم اعتراف می کردند من انسانی چون شما هستم واز کسانی که در امور صلاحیت بیشتر داشتند پیر وی می کرد.
پس در طول ۲۳سال ظهور و حضور پیامبر اسلام خبری از حکومت اسلامی نبوده بلکه راهنمایی بر اساس آموزه های اسلامی توسط شخص پیامبر اسلام بود و در کنار آن حل و فصل مسائل روز با شور و مشارکت و دانش و سنت آن روز  ..
قسمت اول 


منوچهر مرعشی

۱۳۹۴ آذر ۶, جمعه

بوی گند دود شدن اندیشه های خمینی.

بوی گنده دود شدن اندیشه خمینی
خامنه ای در نشست با سران بسیج از ازدست رفتن ارزشهای ارتجاعی و ضد انسانی خمینی ساخته حاکم بر ایران توسط مردم اظهار وحشت کرد.
رژیم آخوندی در طی چند دهه کشتار و فریب وتبلیغ هنوز نتوانسته ارزشهای مورد نظر خود را به جامعه ایران تحمیل کند و هرگز نخواهد توانست بلکه برعکس این مردم وجامعه ایران است که هر روز با بهره برداری از شرایط گوناگون ارزشهای و نظام جمهوری اسلامی را عقب می راند تا سرانجام سرنگون کند.
ارتجاع مذهبی شاید بتواند چند صباحی بر ایران حکم براند اما خود بخوبی میداند که سرانجام خوشی نخواهد داشت ودشمن واقعی وحقیقیش داخل ایران و مردم تحت ستم هستند که کل نظام جمهوری اسلامی وارزشها و قوانین وفرهنگ و اخلاق و دستگاه هایش را روزی جاروب خواهند کرد.
این همان وحشت همیشگی وپاشنه آشیل نظام است که خامنه ای آن را به زبانی دیگر تکرار میکند واز نیروهای سرکوبگر خود می خواهد بیشتر در حق مردم ستم کنند.
منوچهر مرعشی
 

۱۳۹۴ تیر ۳, چهارشنبه

انسان


آفتاب من از

  خورشید آسمان فروزانتر است

من از 

 دل تیرگی ها
به شاه راه روشنی رسیده ام

ایمان من از 

از آسمان آبی بلندتر است

من از

پرتگاهای هیچ  هلاکت عبور کرده ام

 یقین من از

کوه های سنگی استوارتر است

من از

 در های تردید  گذر کرده ام

جهان بینی من از

هستی ملموس وسیع تر است

من از

 تاریکخانه های تنگ
 به وسعت رسیده ام

دل من از

 دریا های زمین بزرگتر است

من از

 قبرهای کینه
 به اعجاز عشق رسیده ام

آغوش من از

دشهای شفایق گشاده تر است

من از

 حصارهای تنگ تنهایی

به بینهایت رهایی رسیده ام

 

سخن من از

 روز روشنتر است

من از

 پس قرون تاریک

 به رحمت روشنگری رسیده ام

 

اندیشه من از

 باران بار آورتر است

من از

   خشکسالی های جهل

 به  باغ های دانش رسیده ام

 

دستهای من از

بزرگ راه های جهان مهربان تر است 

من از

  پس سنکلاخهای خونین تفرقه

 به سهولت همبستگی رسیده ام

 

 

چشمهای من از

شبنم  زلاتر است

من از

پس بد بینی های بد کردار

 به پاکی نگاه رسیده ام

صدای من از

رعد رساتر است

من از

 سکوت سیاه ترس گذشته ام

من انسانم

 

  ترانه های  من از

  چشمه ساران دلنشین ترند

من از

 شب گریه های شوم گذشته ام

غم من از

  پاییز سنگین تر است

من از

قصه های سیاه سنگین گذشته ام

رویا های  من از

نور تیز پاتر است

من  از

یخبندانهای یاس گذشته ام

آرزوهای من از

 بهار رنگین تر است

من از

هزار زمستان فاجعه گذشته ام

هستی من از

زمان جاودانه تر است

من از

نیستی به هستی رسیده ام

من از

فرشته مرگ برترم

من از

مردنی این چنین زنده می شوم

 

شعر من از

شکر  شیرن تر است

من از

تلخی های زهر آلود گذشته ام

 

من انسانم

 

 

 

مرا کوچک مپندار

من فرزند زمان خویشم

 

مرا بی کس مپندار

من با هستی خویشاوندم

 

مرا ناتوان مپندار

 من صاحب اندیشه و اختیارم

 

انسانم

 

 منوچهر مرعشی

3-07-2014

 

۱۳۹۳ تیر ۱۲, پنجشنبه

هدیه



گلی که
کنار پنجره اطاق من روِییده است
زیبایش را
بی هیچ انتظاری
  
در تمام ثانیه ها
 به همه عابران
هدیه می کند

منوچهر مرعشی
3-07-2014

متکبران


چنان متکبرانه
پا بر بر گرده زمین می گذارند
که گمان می کنند
همه زمان از آن آنان است
بی خبر
که هر لحظه
آبستن هزار حادثه است 
 
منوچهر مرعشی
3-07-2014

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۵, پنجشنبه

زیبایی


قلبی به بزرگی جهانی داری
 اندیشه ای زجنس روشنایی
دستی به وسعت دوستی
پای  به روانی رودی
 کلماتی بارانی
دلی آبی آسمانی


 آرزوهای سبزی
وه


تو چه زیبایی


 15-05-14
منوچهر مرعشی

یارم

با هر نفسم  تو را می خواهم
در هر قدمم  تو را پی گیرم
  یاران  یاریست عجب یارم
با من  زمن نزدیکتراست یارم
یاری دهنده درهمه احوالم
  هرگز نکند ترکم یقین دارم  
چه خوشحال من  که تو را دارم
شکوه چه کنم   ز راه ناهموارم 
با تو به مقصد رسم می دانم
  
 
منوچهر مرعشی
15-05-14







۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۴, چهارشنبه

زیر پای خاک

من همینجا شعر هایم را می سرایم

زیر دست نرگسها
پا بپای باد
دست در دست باران
چشم در چشم شقایقها
هم سخن با سوسنها
زیر پای خاک
 جا و بیجا شعر هایم را می سرایم

زیر نگاه شمع
هم راز با چشمه ساران
هم بغض ابرها
می شوم شاگرد شب بوها
ذره ای در بیکران
می روم تا اعماق دانه

هر کجا  هستی هست شعر بر در می زند

در پیچ و تاب دانایی
زیر نور عقل
در دشت عواطف
در قلعه آرزوها
در گذرگاهای عشق
در باغ اندیشه
 در کوچه های دوستی
در کلاس مهربانی

هر کجا باشم می سرایم 

با ذهن باز
بی طرحی از پیش
با دست خالی
هم زبان با هستی


 منوچهر مرعشی
14-05-14 

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۲, دوشنبه

ماه مهر







شب آفتاب کاشتن
  سپیده صدا
سحر دوستی
ظهر حضور
ساعت صعود
دقیقه قرار
ثانیه سرشار


عصر صداقت
غروب غرور
شفق عشق
فلق فراق
ماه مهر
سال حادثه
قرن قریب
هزاره حامله

شام شراب
  صبح آزادی
روز رستن
زمان زندگی


 هفته هستی


منوچهر مرعشی
12-05-14

۱۳۹۲ اسفند ۲۲, پنجشنبه

جوانه های زمستانی یک مقاومت ریشه دار


اعلام موجودیت 300 تشکل حول محور مقاومت در زمستان امسال شیپور گسترش و تعمیق بیشتر مبارزه در جهت کنار زد مانع اصلی  جامعه ایران برای  رسیدن به آزدی  را نواخت.

مقاومت سازمان یافته مردم ایران با مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران و با چهره های شاخص و هدایتگری همچون آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی بدون تردید ریشه در تاریخ و فرهنگ و خواسته های جامعه ایران و فرترجامعه جهانی دارد بطور کلی   سرنوشت  بشر در این کره خاکی بهم تنیده و مربوط بوده هست و خواهد بود و هر چه زمان می گذرد وعلم و آگاهی و ارتباطات گسترش می یابد این واقعیت و حقیقت عریان تر می شود ومرزهای ساخته دست و ملیت و ذهن و  فرهنگ و عقیده و منافع و ...چون اصالت ندارند گام به گام زیر گامهای انسانیت و آگاهی و مسولیت ناشی از آن فرو می ریزند.

به این اعتبار مقاومت  ما با سربلندی مقاومتی است  نه تنها ملی بلکه فرا ملی و جهانی تا مرزها و جغرافیای انسانی.

 

بنابراین این مقامت چون درختی تنومند ریشه در ارزشها و خواسته  های انسان امروز دارد پس پایدار و مستحکم است و نمی توان آن را ریشه کن کرد گرچه آن را تبروتیروتهمت باران کنند ولی به سرعت حتی در فصل زمستان جای زخم ها جوانه های زمستانی می روید و سپس این جوانه ها شاخ وبرگ و میوه و ریشه می دهند و گسترش می یابند.

    

گرچه شیوه مبارزه   دراساس  در همه جا ی تاریخ و عالم و بر اساس واقعیت خارج از ذهن بستگی به ماهیت و عملکرد نظام حکم  داشته ودارد و مقاومت مردم این در طی 35 سال گذاشته آمادگی هر گونه شیوه اصولی و انسانی مبارزه را برای رسیدن به حق حاکمیت وآزادی را داشته و دارد ولی این مقاومت در ذات و ماهیت خود مسالمت جو صلح طلب مدرن مترقی دمکرات آزادی خواه و پیشرومتمدن است و هر کجا هر چقدر فرصت حتی اندکی پیش آمده است این را در عمل و با تعهد جدی اثبات کرده است از جمله همین حرکت اجتماعی-سیاسی اخیر اعلام موجودیت انجمنهای مدنی در کنفرانس پاریس با حضور خانم مریم رجوی.

 

این انجمن ها جدی هستند چون همه آنها از دل مقاومتی سنگین در طول بیش از 3 دهه زاده و  بالیده اند. کسانی که عمر را در کوران نبرد طی کرده و در این مسیر بسی بهاء پراخته اند به زندگی هر کدام از این افراد توجه کنید

دوم بر محور مقاومتی سازمان یافته گرد آمده اند که نه تنها ریشه  دار بلکه داری برنامه ای مترقی استراتژی مشخص و علمی  کادرها و  اعضای مبارز وحرفه ای رهبری شاخص و بر آمده از پراتیک مبارزاتی وآرمانهای بزرگ انسانی که آماده پراخت هر گونه قیمت برای رسیدن به آرمانهای   آزادیخواهانه و انسانی است

سوم حرکت در جهت خواست و هدف اصلی و ملی و فوری امروز جامعه ایران یعنی عبور و کنار زدن و سرنگون کردن نظام دیکتاتوری مذهبی در تمامیت آن وبرقراری حاکمیت مردم  بر مردم بر مبنای حقوق بشر.

این حرکت قابل تقدیر حمایت همراهی همکاری وگسترش است.

 

منوچهر مرعشی

13-03-2014     

 

 

۱۳۹۲ آذر ۲۰, چهارشنبه

بسوی تو







 
بسوی تو می آیم
 
 
همچو پرسش بسوی پاسخ
همچو خسته بسوی خانه
همچونسیم بسوی صبا
همچو مایوس بسوی امید
همچو غریبه بسوی آشنا
همچو کودک بسوی مادر
همچو دلبر بسوی دلدار
همچوپرنده بسوی آسمان
همچو ترانه  بسوی نت
همچو گم گشته بسوی راه
همچو شاخه بسوی نور
همچو گلی به گرد آفتاب 
 

  تو را می جویم


همچو جویبار بجستجوی دریا
همچو تشنه  در پی آب 
همچو دانه  مشتاق اشک ابر
همچو خاک طالب لطف باران
همچو جوانه جویای بستر رویش
همچو نطفه  بیقرار حیات
همچو ریشه  دوان در دل خاک 
   همچو شوق غنچه به شکفتن

 برای تو می جنگم
 
همچو رهایی با بندگی
همچو آزادی با اسارت
همچو نور با تاریکی
همچو مهر با کینه
 همچو شادی باغم
همچو بودن با نبود
همچو صدا باسکوت
همچو جنبش با سکون
همچو شهامت با ترس
همچو مساوات با نابرابری
همچو هستی با نیستی
 
منوچهر مرعشی
11-12-2013
 

 

 

 
 

۱۳۹۲ آذر ۱۲, سه‌شنبه

به دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران فرصت ندهیم


دریغا ایران با آن سابقه تاریخی و با این موقعیت ممتاز که در چنگال ارتجاع باشد.همگی همت کنیم و این بانوی شرقی را براهانیم

ارتجاع و استعمار فقر وجهل استثمار و سود پرستی همواره لازم و ملزوم همجنس و همنشین هم ریشه و یار ومدد کار یکدیگر بوده وهستند.  نباید چشم امید به هیچکدام بست اینان در پی سهم خود از ادامه وضع موجودند

ریشه کن کردن پدیده ریشه دار ارتجاع مذهبی  ضد انسانی در کشور و در منطفه ما اساسا بعهد خودمان است اگر چه باید با هوشیاری و شجاعت ضمن پایداری بر اصول از هر گونه تضاد و وشکاف و فرصتی در مسیر 
راه بهره برد اما همواره باید بیاد داشت که مبنای پیش برد این مهم کار خودمان است

نظام واپسگرای فقاهتی سالهاست که به بن بست همه جانبه رسیده است امروز اما ضعف و وحشت خود را بزبان مذاکره مستقیم و آشکار در ژنو با آنانی که دیروز شیطانشان می خواند بیان می کند
ارتجاع بیچاره در ضعیف ترین نقطه خود زبونانه در برابرقدرت مندان نظم نوین جهانی زانو زده و برای نجات خود التماس می کند

مماشات گران بزدل وسودپرست وپراگماتیستی که جهان بینیشان فراتر از نوک دماغ منافع آنی  و قابل لمس فراتر نمی رود نیز همچنان با رژیم در حال سازش و چانه زنی بر سر خواست خود هستند

البته هر گونه عقب نشینی نظام به هر دلیل و به هر اندازه و در هر زمینه ای نهایتا به سود مردم و راه گشا خواهد بود

بدون تردید عملکرد وماهیت رژیم ازیک طرف واز طرف دیگر مقاومت و مردم ایران طی چند دهه گذشته بوده و هست که ولایت فقیه را به چنین نقطه ای رسانده و عامل تعیین کننده تحولات پبش رو نیز همین عوام
درونی خواهند بود

ما می توانیم و باید غده چرکین پدیده ارتجاع مذهبی را از پیکر جامعه و تاریخ خود جراحی و ریشه کن کنیم و بنظر من هیچ گاه در طول تاریخ فرصت برای ما تا این حد مهیا نبوده است
ما حاکمیت بنام دین و مذهب
و تقدس و...را در قامت ولی فقیه با پوست وگوشت واستخوان تجربه کرده و با این دیو پنهان در پرده تقدس چنگ در چنگ شده ایم و تجربه سنگین و خونین و کم نظیری را از سر گذرانده ایم این تجربه چراغی در دست ماست بسمت جدایی دین و هر گونه مذهب و تقدس از حاکمیت و  در مقابل قرار دادن حقوق بشر به عنوان پایه حاکمیت در آینده

 امروز اما رژیم در محاصره بحرانهای خود ساخته و در ترس از قیام های مردمی و مقاومت سازمان یافته بر خود می لرزد و به همین دلایل به اجبار تن به مذاکره  و عقب نشینی  داده است

 بر ماست که این فرصت بی نظیر رها شدن همه جانبه از ارتجاع مذهبی را از دست ندهیم مرعوب عربده ها ومسحور مکر او و شرکای جهانیش نشویم

  عقب نشینی هر چه بیشتر و نهایتا تغییر این نظام و وادار کردن جامعه جهانی به همراهی با مردم و خواسته های دمکراتیک و انسانی  مردم ایران بجای همراهی با دیکتاتوری مذهبی به همت و عمل و نبرد ما بر می گردد وگرنه هیچ چیز خود بخودی  بخصوص در زمینه اجتماعی و مبارزاتی و انسانی به نفع ما پیش نمی رود
وقت
 است تا دیر نشده است بیاری خود و وطن و منطقه و جهان امروز برخیزم  دست استعمارگران را کوتاه و خانه را از لوس وجود جهل و جنایت و غارت وپلیدی ارتجاع مذهبی پاک کنیم  

منوچهر مرعشی
3-11-2013